چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

مرد یعنی

جمعه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۰۱ ب.ظ


نه عزیزم، 

مرد؛ پیراهن چهارخانه و سینه ى ستبر و غرور احمقانه نیست،
مرد؛ ته ریش مرتبُ کفش هاى کالجُ ساعت چندمیلیونى نیست،
خنده هاى دلبرانه و اخم جذابُ صورت استخوانى هم مالِ مردهاى کاغذى توى رمان هاست ..
مرد یعنى؛ "تا آخرش هستم"ش، دقیقا همین معنا را بدهد،
و "آخرش" حتى "مرگ" هم نباشد،
مرد یعنى؛
یکـ دقیقه هم که شده توى یکـ روز شلوغ کارى به تماشاى چشم هایت بنشیند،
گاهى برایت شعر بخواند،
توى گوشِ چپت، یکـ جایى نزدیکـِ قلبت، آرام بگوید؛
"دوستت دارم"
و دوستت دارمش "تا" نداشته باشد،
تا "کِى" یا تا "کجا" ..
مرد؛ بازوى برجسته و قدِ بلند نیست جانِ من،
مرد یعنى؛
آغوشِ امن، قولِ محکم،
دریایى از عشق، و دیگر هیچ ... 


" فاطمه صابری نیا " 
.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی