چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با موضوع «شاهین شیخ الاسلامی» ثبت شده است

غروب جمعه

۱۱
فروردين


حاضرم قسم بخورم!

حاضرم قسم بخورم اگه تمام روز های هفته را قاطی کنید داخل یک ظرف بریزید و 

جابجا بچینید در هفته ، شاید شنبه و چهارشنبه را نشناسم 

ولی جمعه با این غروب لعنتیش را بدون شک می شناسم  !

غروب جمعه ذاتا دلگیر است ...


"شاهین شیخ الاسلامی"


پشتش را کرده بود به من !

گفتم این روز آخر سالی را قهر بمانی چه کنم؟ 

آن وقت به همه می گویم که از پارسال قهری با من .

گفت : قهر نیستم !ببین آخرین غروب جمعه سال است...

 تلخ است ولی دلگیر نیست ... همیشه تلخ بوده ! 

گفتم : بعضی تلخی ها ذاتی است ...

تلخی  قهوه را که بگیری می میرد ! 

تلخیه قهوه را ، 

غروب جمعه را ، 

حرف های آخر سالیه مرا !


"شاهین شیخ الاسلامی"



دوباره رویش را سمت من کرد گفت : " دوستت دا....

احساس کرد که نباید حرفش را میزد ...

حرفش را خورد !!!


این‌ عادت تمام دختر هاست و من خوب می دانستم. هیجان شان را نمی توانند کنترل کنند ، موقع بحث از کوره زود در می روند و موقع عشق بازی هنوز بدونِ اطمینان ، عشقشان را فریاد می زنند.


گفتم: "می دونستی هیچی بد تر از حرف نصفه نیست؟ "

منتظر جوابش نشدم 


باران می بارید ...


"شاهین شیخ الاسلامی "