چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با موضوع «علیرضا اسفندیاری» ثبت شده است


آفتاب را

دوخته ای به لب هایت!

آدم دوست دارد

هر روز خورشیدش

از لب های تو

طلوع کند...


"علیرضا اسفندیاری"


پ.ن:

مَرهم زخم هایم

کنجِ لبانِ توست؛

بوسه نمیخواهم،

چیزی بگو...!


"احمد شاملو "


از این فصل که عبور کنی

کمی آن طرف تر از

پل خیال

می رسی به دست هایم

پشت آن پلک های شب زده

یک روشنا برایت گذاشته ام

سر دو راهی خیال

از شب که عبور کنی

می رسی 

به طلوع چشم هایم

ببین چقدر نزدیکم

اگر بیایی...

ببین چقدر رسیدن

منتظر آمدن توست....

عبور کن عشق من

از این فصل تنهایی

بیا به سمت رسیدن

دروازه ی آرزوهایم را

برای آمدنت

باز گذاشته ام...


"علیرضا اسفندیاری"

چشم هایت 

پر از عاشقانه های پاییز است 

نگاهم که میکنی 

خشکم میزند !

زرد می شوم 

می ریزم ...

"علیرضا اسفندیار ی"