چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۶ مطلب با موضوع «آبا عابدین» ثبت شده است


کاش دو نفر بودم

یکی زندگی اش را می کرد
یکی فقط تو را دوست داشت!


"آبا عابدین"


برات زندگی آرزو می کنم

یه دنیا ستاره به رنگِ سپید

حواسم بهت هست! حس می کنی؟

حواست بهم باشه ، سالِ جدید!


"آباعابدین"


آریایی حرف می زند

آلمانی ناز می کُنَد

فرانسوی می بوسد

کوبایی سیگار می کِشَد

آمریکایی جنایت می کُنَد

بی شرف تمامِ جهان است...!


"آبا عابدین "

بوی بهشت

۲۸
دی


هیچ‌کس این را نمی‌داند

بوی بهشت

درست از پشت گردنش می‌آید...


"آبا عابدین"


خانم ؟  

شما در آستینتان باران دارید ؟ 

در صدایتان چه ؟ 

هرچه فکر میکنم  

 شما خودتان هوای دونفره اید  ...


"آبا عابدین"


پ.ن1:

تو با منی و نیازی به بوی پیرهنت نیست... 


"حسین منزوی"


پ.ن2:

گوش تلفن کر

دوستت دارم را

 امشب

در گوش خودت خواهم گفت


"محمد على بهمنى"


تنها گُـــلی کـه به آنهـــــا 

آلــــرژی نداشتم،

گـُــــل های..

روی دامنش بــود ...


"پوریا نبی پور "


پ.ن1:

گل دادی 

اما نه در بهار

اینگونه

عاشق پاییز شدم... 


"آبا عابدین"


پ.ن2:

میشود

خواهش کنم
یک عصر پاییزی،وقتی شال بلند و زیبایت را در آغوش کشیدی...
یواشکی بیایی و شیطنت مرا با خودت
در سطر میانی یک شعر ببینی!؟
بعد بلند بگویی چشمم روشن!؟
باز چشمم را دور دیدی...
آن وقت من...
از شرم چنان سرخ و سفید خواهم شد
که با گل روی پیراهنت اشتباه بگیری ام!
و بروم وسط باغچه ی پیراهنت برای ذوق مرگ شدن!
نمیدانی...
چند وقت است به آن گل حسادت میکنم
باید بدانم زندگی گل روی پیراهنت چه طعمی دارد!
نخند...
سطر بعد از شیطنت عاشقانه
همیشه دیوانگی ست!


"حامد نیازی"