چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب با موضوع «علیرضا آذر» ثبت شده است


زنده ام 

هر چه زدی 

تیغ به شریان نرسید!

خیز بردار ببینم 

خطری هم داری؟!


زخم از این 

تیغ و تبر 

تا که بخواهی خوردم

عشق من

ارهء تن تیزتری 

هم داری..؟


"علیرضا آذر"


نامت سپیده دمی است که

بر پیشانی آفتاب می گذرد

متبرک باد نام تو !

و ما همچنان

 دوره می کنیم

شب را و روز را

هنوز را...


"احمد شاملو"


پ.ن:

هر چه آمد به سرم 

از تپش نام تو بود 

طرح افکار من از 

لهجه ی اندام تو بود 


" علیرضا آذر "


من محالم ، تو به ممکن شدنم فکر نکن...


"علیرضا آذر"


پ.ن1:

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده‌ی عشق

ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم 


"صائب تبریزی"


پ.ن2:

گفت :آدما با رویاهاشون زندگی می کنن 

گفتم : چرا که نه ؟ 

مگه چیزی غیر رویا هم وجود داره ؟

گفت : آره ... تموم شدن رویا 


"چارلز بوکفسکی"



چه کسی می تواند بگوید 
" تمام شد " و 
دروغ نگفته باشد ؟

"نادر ابراهیمی "

پ.ن:

تنها سر من بین

این ولوله پایین است...

با من همه غمگینند

تا طالع من این است...


"علیرضا آذر"



فصل فصلم هجوم آبان هاست

تف به جغرافیای تنهایی

 

"علیرضا آذر"