چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۱۲ مطلب با موضوع «علی قاضی نظام» ثبت شده است


نگرانِ حرفِ مردم اگر نبودیم

مسیرِ زندگیمان طورِ دیگرى رقم میخورد
دوست داشتن هایمان را راحت تر جار میزدیم
لباسى را بر تن میکردیم که سلیقه ى واقعیمان بود
آرایشى میکردیم که دوست داشتیم
دلمان که میگرفت،مهم نبود کجا بودیم،
بى دغدغه اشک میریختیم
صداى خنده هایمان تا آسمانِ هفتم میرفت
با پدر و
مادرمان دوست بودیم
حرفِ یکدیگر را میخواندیم
نگرانِ حرفِ مردم اگر نبودیم،
خودمان براى خودمان چهارچوب تعریف میکردیم
روابطمان را نظم میدادیم
دخترها و پسرهایمان،
حد و مرزِ خودشان را میشناختند
نیمى از دوست داشتن هایمان،
به ازدواج منجر میشد
نگرانِ حرفِ مردمیم اما
که چگونه رفتار کنیم که مبادا پشتِ سرمان حرف بزنند
که مبادا از چشمشان بیفتیم
که مبادا قطع شود روابط خانوادگیمان
ما در دورانى هستیم
که نه براى خودمان
براى مردم زندگى میکنیم!

" علی قاضی نظام"


عرضه ى دوست داشتن اگر ندارید
توانِ نگه داشتن اگر ندارید
خراب نکنید احساسِ پاکِ آدمهایى که بعد از شما
میخواهند واقعاً عاشقى کنند
شما مى آیید
وعده اى میدهید
سرتان را مى اندازید و مى روید به ناکجا
آدمِ بعد از شما اما
باید جان بکَنَد تا ثابت کند مثلِ شما و امثالِ شما نیست
عرضه ى دوست داشتن اگر ندارید،
خراب نکنید همین اندک ریتمِ شیرینِ عاشقى را که جریان دارد

"علی قاضی نطام"

من حسودم جانم!

۲۲
ارديبهشت


من حسودم جانم!

حسادتِ من با تو زمین تا آسمان فرق دارد؛
حسادتِ تو بغض میشود
حسادتِ تو جمع میشود در قطره اشکى و
آرام آرام سُر میخورد روى گونه هایت...
با پشت دستهاى مردانه ام پاکشان میکنم و
تا آخرِ عمر ضمانت میکنم که غریبه اى
سببِ خیس شدنِ چشمانت نشود!
من اما همه چیز را میریزم توی دلم
شب ها که به خواب میروى،
مى آیم کنارِ پنجره و تمامِ حسادت هاى مردانه ام را دود میکنم!
میدانى؟
من به تمامِ آدمهایى که تو ناخواسته دوستشان دارى حسودم؛
به شاعرى که با شعرهایش ذوق میکنى...
به خواننده اى که ترانه هایش روى لبهایت رژه میرود...
به بازیگرى که قند در دلت آب میکند...
کنارِ تو از تمامِ اینها لذت میبرم اما در خلوتم
روزى هزاران بار نفرینشان میکنم!
خاصیتِ مرد بودن همین است جانم؛
مردها حسادتشان را بروز نمیدهند،
جمع میکنند
و
جمع میکنند
و شبها در خلوتشان
بدونِ آنکه بویى ببرى
دود میکنند!


" علی قاضی نظام"

خودم و خودت

۱۳
فروردين


بیخیالِ شلوغى هاى سیزده...

"خودم و خودت"

طورى به هم گره بخوریم

که هیچ دستى توانِ جدا کردنمان را نداشته باشد!


"علی قاضی نظام"


مینویسم روى یک کاغذ

"صبحت بخیر، زیباترین بهانه ى بیدارى"

میچسبانم به هرکجا که چشمانت زودتر درگیرش میشوند...


"علی قاضی نظام"

بخند جانم!

۲۹
بهمن


کائنات فداى لبخندِ شیرینِ اولِ صبحت...

بخند جانم!

تو  دلخوشىِ روزهاىِ کسلِ کننده اى!


"علی قاضی نظام "


از دور دوستش داشتم

و با آن همه شلوغى .. دوست داشتنم به چشمش نمى آمد 

صبح چشمانم را به یادش باز میکردم

و

شب روى هم میگذاشتم ..

گاهى میشد ساعتها مینشستم پشتِ میز کافه

و از دور

تمامِ حرکاتش را زیرِ نظر میگرفتم ..

میخندید .. میخندیدم .. 

اخم میکرد .. درهم میرفتم .. 

بالاخره یک روز

دوست داشتنم را جمع کردم

تمام قد روبه رویش ایستادم

و یکجا به پایش ریختم !

جوابِ من ‌« مرســـى » نبود .. اما شنیدم ! 

جوابِ من « پوزخنـــد » نبود .. اما دیدم ! 

آنجا بود که فهمیدم چرا دور بودن هاى نزدیک را بیشتر دوست دارم ...


"علی قاضی نظام"


روزَش مهم نیست،

لبخند بزن!

برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد 

امید رفته را بازگرداند

گاه قوسی کوچک

معماری بنایی را نجات می دهد


"مرتضی پاشاپور"


پ.ن:

همه چیز به خنده ى اولِ صبحت بستگى دارد...

کافیست بخندى،

تا تمامِ روز را در آسمان قدم بزنم

امتحان کن


"علی قاضی نظام"


هیچ چیز سر جایش نیست

مثلاً تویى که

الان

زیرِ این باران 

باید کنارم باشى و

نیستى...

مثلاً منى که

تا الان

باید فراموشت میکردم و

نکردم


"علی قاضی نظام"


پ.ن:

در این سرما و باران

یار خوش تر

نگار اندر کنار و ...

عشق در سر


"مولانا"


بوسه ات را باید 

با قهوه ام به هم بزنم 

بیدارشو 

من بدون دوست  داشتنت صبحانه 

که هیچ صبح هم از گلویم

پایین نمی رود 


"علی قاضی نظام "


دست به یکی کرده اید

هم تو 

هم باران

باور کنید از وقتش که بگذرد،

دیگر آمدنتان

لبخند به لبِ کسى نمى آورد!

 

"علی قاضی نظام"


پ.ن:

دوستَت دارم هایتان را

به یکدیگر بگویید؛

شاید لابلای شلوغی دنیا؛

این گفتن به او نرسد؛

اما به هرحال گفتن بهتر از نگفتن است...


"فاطمه‌حمزه"


یعنی تو هم باران را میبینی و
 انقدر بیخیالی؟
دلت می آید کنارم نباشی؟
این باران 
این آهنگ 
این ترافیک 
این من 
همه و همه تو را میخواهد ...

"علی قاضی نظام "