چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با موضوع «هانی ملک زاده» ثبت شده است


برایت

یک جفت گوشواره خریده ام

آویز

با یاقوت های [آبی] !

تا هر بار که خندیدی

از ترس زیبایی ات

شروع کنند به لرزیدن... 


"حمید جدیدی"


پ.ن1:

نرخ نازش همیشه بالا بود

شب به شب خنده شُ گرون می کرد

لبِ سرخِ بدونِ ماتیکش

دل بی دست و پامُ خون می کرد


" هانی ملک زاده"


پ.ن2:

نویسنده از عبارت یاقوت های سرخ استفاده کرده

کلمه آبی جایگزین شده 

برای همخوانی تصویر و شعر 


دو تا میخونه ی چشماتُ جمع کن 

خراباتی شده کل خیابون

 شنیدم وقت خنده ماه میشی

بخند و دور خورشیدُ بخوابون


تو پیچاپیچ موهای بلندت

خدا هم دل بده گمراه میشه

بلند تر تر نکن موهاتُ دختر 

که عمر آدما کوتاه میشه


تو تصویری ترین شعر خدایی

با اون اندام موزون و مطنطن

دو تا چشمای گرم قهوه ای؟؟ نه 

دو تا مصرع که غرق استعاره ن


چقد گرمه چقد گرمه چقد گرم

میسوزونه منُ آتیش چشمات

عرق کرده شراب بیست ساله

که گیرایی نداره پیش چشمات


برای این خمارِ خسته از "من"

با اون چشما که مستی می فروشن 

دو تا پیک از شرابت رو بیار و 

یه عالم "مزه"ی لبهات لطفا


"هانی ملک زاده"