چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب با موضوع «احمدرضا احمدی» ثبت شده است


من  گلدان های کوچک را 

که عطر های پهناوری دارند ،

دوست دارم ...


" احمدرضا احمدی " 


چیزی در من هست که می داند

چشمانِ تو ،


ریشه دارتر !

                   از هر گل سرخ است ...


"احمـــد رضا احمدی"

دست های من

۲۵
آذر


دست های من

برای جست و جوی تو

پیدا شدند . . .


"شمس لنگرودی"


پ.ن1:

تمام دست تو روز است

و چهره‌ات گرما


"احمدرضا احمدی"


پ.ن2:

می‌خواهم تصویرها نقش زنم

از شکل دستان تو

از صدای دستان تو

از سکوت دستان تو ...


"نزار قبانی"

از عشق

اگر به زبان آمدیم

فصلی را باید

برای خودم صدا کنیم

تصنیف ها را بخوانیم

که دیگر زخم هامان بوی بهار گرفت

 

"احمدرضا احمدی"


من چه میکردم به عالم 

گر نمیدیدم تو را ...


"فیاض لاهیجی "


پ.ن :

دوستت دارم ...
باید در چشمان نگریست،
یا در گوش‌ها گفت؟
جنبش انگشتانت که به روی هم انباشته شده بود
و مروارید چشمانت
دلیل بود؟


"احمدرضا احمدی"