چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با موضوع «یاور مهدی پور» ثبت شده است


آب را در بطری ها خلاصه  کردیم

هوا را در کپسول های اکسیژن

جنگل را در چند گلدان خانه

و دریا هم

که در وهم ِ آکواریوم

جا شد

ما زیبایی را نشستیم

روی مبل

تا از تلوزیون تماشا کنیم

و حالا

نگران همه چیزهای اندکمانیم که در حال اتمام است


" یاور مهدی پور"


من و تو

در دو سوی هم چای نوشیدیم !

تقصیر ما نبود اگر

میز را

به پهنای زمان چیده اند...

 


"یاور مهدی پور"


با همین بازی ها شروع شد زندگی

با همین صندلی ها

که هرگز

به تعداد ما نبود

و ما

با هر سوت ِ داور

تنهاتر

شدیم

 

"یاور مهدی پور"