چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب با موضوع «مریم قهرمانلو» ثبت شده است


شعر پرنده ای است

که وقت رد شدنت

از ذهنم

می پرد


" کامران رسول زاده"


پ.ن : 

می خواستم  پر وا کنی در من 

آبی ندیدی آسمانم را ...


" مریم قهرمانلو " 


تمام آسمان اگر

بغض شود

و سی و یک زمستان

آنی بر سرم آوار ،

باز هم شکوفه می کنم

هزار بار

از باور بهار


"سامره حمیدیان "


پ.ن:

بهـار میتواند

خودِ خودت باشد !

وقتی که عاشقانه

درمن

سبـز میشوی ...


"مریم قهرمانلو"


در مکتبِ زنانه لیلا شدن غریزی ست

اما در این زمانه مَردی جنون ندارد


"مریم قهرمانلو"


چای هم پیش‌کش‌ات

قهوه‌ای سوخته‌ی

چشمِ تو را می‌نوشم...


"مریم قهرمانلو "


میگویی دوستم نداری !

اما

خیره میشوی ..

گل میخری !

با من که حرف میزنی صدایت را صاف میکنی.

شعر میخوانی !

ناز میکشی ..

باشد .. قبول جانِ دلم !

اصلا

تا باشد از این دوست نداشتن ها ... 


"مریم‌قهرمانلو"


زن 

اگر عاشق نباشد

نه قرمه سبزی جا می‌اُفتد 

نه چروک های پیراهن صاف میشود

زن اگر عاشق نباشد 

هیچ خسته نباشی و برایت چای بریزمی

حقِ مطلب را ادا نمیکند ...

مرد هم که عاشق نباشد

چارخانه هایش

نه با شعر امن میشود

نه با آغوش ...


"مریم قهرمانلو "


پ.ن:

متون

جمع مکسر متن نیست

"من" است

که "تو" را در آغوش گرفته است


" ناشناس " 

دل یار

۲۸
آبان

 


لطفی کن و

در خلوت محزون من ای دوست

آرام و قرار

دل دیوانه ی من باش.

 

"اخوان ثالث"


پ.ن : 

در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از 
دوست داشتنت بر نمی‌دارد!
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند
در آغوش بگیردت ...
به گمانم
همین بی آغوشی
او را
خواهد کشت ...

"مریم قهرمانلو"


دل یار