چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با موضوع «حامد ابراهیم پور» ثبت شده است


دلم را در جیبت

دلم را در دستت

دلم را

در خانه ات جا گذاشته ام !

داشتنِ تو

خریدنِ زندگی ست

و دوستی با آسمان

که رنگِ چشم هایش

یادم رفته است ...

داشتنِ تو

آفتاب است و ستاره

بهار و شعر و شمعدانی !

من برای شاعر شدن

خلق شده ام

تو برای شعر شدن

دلم را

در چشمهایت جا گذاشته ام !

شعرِ من

شراب است و موسیقی ....

شعرِ من

ضربانِ مغرورِ دست های توست

و کبوترانِ کوچکی

که در پیراهنت

آواز می خوانند

شعرِ من

دست های توست

و هراسِ از دست دادنت

که از دست دادنِ زندگی ست

دلم را در روسری ات جا گذاشته ام ...


"حامدابراهیم پور"