چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با موضوع «معصومه صابر» ثبت شده است


زیباترین نکته در بهار این است،

که عشق هرگز تحقق نمی ‏یابد،

و شکوفه‏ ها هرگز به میوه بدل نمی ‏شوند...

پس آیا به ‏راستی،

وعده ‏ی آینده،

شیرین ‏تر از نومیدی تحقق ‏یافته نیست؟

 

"غاده السمان"


پ.ن:

بهار گوشه ی قلب تمام آدم هاست 

همان نفس که پری از هوای عطر کسی 


" معصومه صابر " 


آهای آبی فیروزه ای 

آهای سرخی آتش

آهای لبخند آفتاب 

عطر نان تازه 

آواز گنجشکهای صبح

آهای رد چشمان گلدانهای پشت پنجره 

ریز ریزه های بنفش پیراهن بهار ...

آهای آخر اسفند

آهای اول عشق...

آهای آبی فیروزه ای

بگو ،

به آفتاب بگو 

که چشم روشنی منی!


"معصومه صابر "


صبح ها 

بیشتر از نور،

تـــو را می‌خواهم ...


"معصومه صابر"


پ.ن:

هر صبح، 

در آیینه ی جادویی خورشید 

چون می‌نگرم، 

او همه من، من همه اویم !


"فریدون مشیری"