چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۱۰ مطلب با موضوع «غلامرضا بروسان» ثبت شده است


با من حرف بزن

مثل یک پیراهن نارنجی با روز ،

مثل وقتی که ابر

صرف شُستنِ یک سنگ می‌کند ،

مثل وقتی که صرف همین شعر می‌شود

با من حرف بزن

مثل یک بازی در وسط تابستان ...

و به چیزی فکر نکن

و به چیزی فکر نکن

می‌دانم

زمین گرد است

و جاذبه

در پای درختان سیب بیشتر است ..!

 

"غلامرضا بروسان"


هیچ قطاری

وقتی گنجشکی را زیر می‌گیرد

از ریل خارج نمی‌شود

و من

گوزنی که می‌خواست

با شاخ‌هایش قطاری را نگه دارد ...


"غلامرضا بروسان"


می توانی چشم هایت را روی چیزهایی که نمیخواهی ببینی ببندی،

 ولی نمیتوانی قلبت را روی چیزهایی که نمیخواهی احساس کنی ببندی...


"جانی دپ"


پ.ن:

چطور می شود

 قلبی را پنهان کرد !

که این همه عاشق است ...


"غلامرضا بروسان"



اگر لازم باشد 

زنانه فکر می کنم

و چون سوزنی 

در خیالت فرو می روم

به دکمه های لباست 

دست می کشم

و زندگی را بیدار می کنم.

می‌بوسمت؛

آنقدر که

دهانم را با دهان تو

اشتباه بگیرند.


"غلامرضا بروسان"


 پ.ن:

دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی است

که اگر باز ستاند، دو چندان گردد


"صائب تبریزی"

کجابیایم

۱۳
اسفند


کجابیایم  

با دلم که به لولای درگیر کرده ‌است 

با سرم که سنگین است،بابرفی که می‌بارد 

باران به تماشای خال گونه‌ام می‌آید 

سنگینم 

انگارزنانی آبستن 

در دلم زعفران پاک می‌کنند .


"غلامرضا بروسان"

و تنهایی

۲۹
بهمن


گاهی دلم به اندازه ی غاری 

که آدم هایش به جای دیگری کوچ کرده اند 

می گیرد 

و تنهایی 

مثل مورچه ای روی دستم راه می رود 

گاهی دلم گلی می شود 

که زنبوری در آن مرده است


"غلامرضا بروسان "



زمستان بود

بوسه آتش زدیم و

گرم شدیم.


"غلامرضا بروسان"


پ.ن : 

نترس علاقه!

 بخدا دوست داشتن در خیابان خوب است 

بوسه زیباترین اتفاق خیابان است به‌جای درد، 

به‌جای دود به جای دود کردن درد، 

درد کردن دود هم را می‌بوسیم 

مگر کجای بوسه چپ است؛

 کجای لب می‌لنگد که 

این‌همه زیبایی را مخفی می‌کنیم 

و جنگ را، رو ؟!

بیا علاقه‌ی خوبم

 می‌خواهم ببوسمت...


 "افشین صالحی "

سیب سرخ

۲۵
آذر


دستت را که میگیرم

انگار دستم را در چشمه ای فرو می برم

ما چون سیب سرخی 

به هم رسیدیم 

و خاک سبزه علفی ا به دندان گرفت 

عزیزم 

مرا چون شاخه گندمی

زیبا کن ...


"غلامرضا بروسان "


اگر نبودم

مرا در چیزهایی پیدا کنید

که دوستشان داشتم

در ماه

در شکل انار

 

"غلامرضا بروسان"


دوست داشتنت

پیراهن نازکی ست

که آرام از روی بند

برمی دارم.

 

"غلامرضا بروسان"