چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با موضوع «مهسا مجیدی پور» ثبت شده است


سیاه نکن اِنقدر دنیامو! چشمات بی آرایشم زیباست!

من ناخودآگاه جذبِ تو می شم، گیراییِ تو قدِ برموداست


موهاتو که می ریزی رو شونه ت، دریا رو میاری به این خونه

مرغای دریایی میان تو شهر...هیشکی لبِ ساحل نمی مونه


چتری نریز موهاتو دیوونه! بارون داره یکریز می باره!!

می خوای یه دنیا غرقِ تو باشه؟! می خوای زمینو سیل برداره؟!


از رو سرت شالت رو می دزده، بادی که به موهات نظر داره

نسبت بهِت از بس که حساسم، رو نقطه ضعفم دست می ذاره


لب های تو یک ارتشِ سرخه! به سمت قلبم حمله ور می شه

سرباز زخمیِ وجودِ من، موجی تر و دیوونه تر می شه!


چتری نریز موهاتو دیوونه! بارون داره یکریز می باره!!

می خوای یه دنیا غرقِ تو باشه؟! می خوای زمینو سیل برداره؟!


"مهسا مجیدی پور"

ندامت

۲۴
آبان


 "دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست"

این غم انگیز ترین قسمت فال است عزیز


"مهسا مجیدی پور"


پ.ن:

که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست

که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست


"حافظ"