چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب با موضوع «گروس عبدالملکیان» ثبت شده است

زیبا و دور

۲۳
بهمن


شبیه ماه بودی،

زیبا و دور

و من

رودخانه ای

که تمام عمر می دوید

تا تو را فراموش کند !!


"الهه مستغاثی"


پ.ن:

به طوفانی دلخوشم

که دور ها را نزدیک میکند .


"گروس عبدالملکیان"

پروانه

۲۵
آذر


ای شاعران

با شاعری

ای کاتبان

با کاتبی

امشب

هیاهویی کنید

 کینجا منی

پروانه شد

 

" مولانا"


پ.ن 1:

بارها برف را دیده ام

که بر پنجره می بارد 

تا رفتنت را زیباتر کند 

و ابر را 

که بر بام خانه نشسته است 

که تصویر انتظار مرا کامل تر 

و تنها

مگر برای نشستن بر لبه ی ماه

این پروانه از پیراهن تو برخیزد 


"گروس عبدالملکیان "


پ.ن2: 

و مغز من هنوز 

لبریز از صدای وحشت پروانه ایست 

که او را  در دفتری 

به سنجاقی 

مصلوب کرده بودند 


"فروغ فرخزاد "

پیچک

۲۵
آذر




پیچک های سبز دلم

ناباورانه پاییز نیامدنت را باور کرده اند

و در نارنجی پیراهنش رنگ باخته اند


"سارا قبادی"


پ.ن:
عشق پیچکی است
که دیوار نمی‌شناسد . . .

"گروس عبدالملکیان"

زخم

۰۴
آذر


به حرمت

نان و نمکی که با هم خوردیم،

نان را تو ببر

که راهت بلند است

و طاقتت کوتاه ...

نمک را بگذار برای من

می خواهم

این زخم

تا همیشه تازه بماند.

 

"شمس لنگرودی"



پریدن

ربطی به بال ندارد

دل می خواهد


"گروس عبدالملکیان "