چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با موضوع «پوریا نبی پور» ثبت شده است


تنها گُـــلی کـه به آنهـــــا 

آلــــرژی نداشتم،

گـُــــل های..

روی دامنش بــود ...


"پوریا نبی پور "


پ.ن1:

گل دادی 

اما نه در بهار

اینگونه

عاشق پاییز شدم... 


"آبا عابدین"


پ.ن2:

میشود

خواهش کنم
یک عصر پاییزی،وقتی شال بلند و زیبایت را در آغوش کشیدی...
یواشکی بیایی و شیطنت مرا با خودت
در سطر میانی یک شعر ببینی!؟
بعد بلند بگویی چشمم روشن!؟
باز چشمم را دور دیدی...
آن وقت من...
از شرم چنان سرخ و سفید خواهم شد
که با گل روی پیراهنت اشتباه بگیری ام!
و بروم وسط باغچه ی پیراهنت برای ذوق مرگ شدن!
نمیدانی...
چند وقت است به آن گل حسادت میکنم
باید بدانم زندگی گل روی پیراهنت چه طعمی دارد!
نخند...
سطر بعد از شیطنت عاشقانه
همیشه دیوانگی ست!


"حامد نیازی"