چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۱۰ مطلب با موضوع «احمد شاملو» ثبت شده است



کلام ..

از نگاهِ تو

شکل می بندد ،

خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی !


"احمد شاملو"


هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستاره‌ی گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود

" احمد شاملو " 


من و تو یکی دهانیم ،

که با همه آوازش

به زیبا سرودی خواناست

من و تو یکی دیدگانیم ،

که دنیا را هر دم

در منظر خویش تازه تر می سازد ...

نفرتی ،

از هر آنچه بازمان دارد

از هر آنچه محصورمان کند

از هر آنچه واداردِ مان

که به دنبال بگردیم ، 

دستی !

که خطی گستاخ به باطل می کشد


من و تو یکی شوریم ،

 از هر شعله ای برتر

که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست

چرا که از عشق روئینه تنیم !

و پرستویی که در سر پناه ما آشیان کرده است

با آمد شدنی تابناک !

خانه را

از خدایی گم شده لبریز می کند ...


 " احمد شاملو"

سالِ بهتر

۲۸
اسفند



می دهم

خود

را

نویدِ

سالِ

بهتر


سالهاست !


"اخوان ثالث "


پ.ن:

من امیدم را در یاس یافتم

مهتابم را در شب

عشقم را در سال بد یافتم


"احمد شاملو"



گویند بخوان یاسین 
تا عشق شودتسکین 

جانی که به لب آمد 
چه سود ز یاسینی ؟!


" مولانا " 

پ.ن :
با این همه ای قلب در به در 
ازیاد مبر 
که ما 
من و تو 
عشق را رعایت کرده ایم 
از یاد مبر 
که ما 
من و تو 
انسان را رعایت کرده ایم 
خود  اگر شاهکار خدا بود 
یا نبود ...

" احمد شاملو " 

مسجد من کجاست ؟
با دست های عاشق ات !
آنجا 
مرا 
مزاری بنا کن ...


"  احمد شاملو " 


نامت سپیده دمی است که

بر پیشانی آفتاب می گذرد

متبرک باد نام تو !

و ما همچنان

 دوره می کنیم

شب را و روز را

هنوز را...


"احمد شاملو"


پ.ن:

هر چه آمد به سرم 

از تپش نام تو بود 

طرح افکار من از 

لهجه ی اندام تو بود 


" علیرضا آذر "


آفتاب را

دوخته ای به لب هایت!

آدم دوست دارد

هر روز خورشیدش

از لب های تو

طلوع کند...


"علیرضا اسفندیاری"


پ.ن:

مَرهم زخم هایم

کنجِ لبانِ توست؛

بوسه نمیخواهم،

چیزی بگو...!


"احمد شاملو "



تنها 

هنگامی که خاطره ات را می بوسم 
درمی یابم دیری است که مرده ام 
چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم 
از پیشانی خاطره ی تو 
ای یار 
ای شاخه ی جدامانده ی من...


"احمد شاملو"




من آفتاب را باور دارم
من دریا را باور دارم
و چشم های تو سرچشمه دریاهاست

"احمد شاملو"