چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی

۶ مطلب با موضوع «کامران رسول زاده» ثبت شده است


شعر پرنده ای است

که وقت رد شدنت

از ذهنم

می پرد


" کامران رسول زاده"


پ.ن : 

می خواستم  پر وا کنی در من 

آبی ندیدی آسمانم را ...


" مریم قهرمانلو " 


تنم به تنت خورده

که بعد از تو

از هیچ نبرد تن به تنی

جان سالم به در نمی برم.

 

"کامران رسول زاده"


نوشتم این بار بهار 
که گل کنی در من ،
دست هایم دارند  شکوفه می دهند ....

" کامران رسول زاده " 


حکایت بارانِ بی امان است 

اینگونه که 

من دوستت می دارم 


" محمد شمس لنگرودی " 


پ.ن :

تو را

به تمام زبان های دنیا

دوست داشته ام

و این به زبان خودمان یعنی؛

تو دوستم نداشتی.


" کامران  رسول زاده " 


دوستت دارم

مثل گم شدن در نقاشى هاى لوور

مثل پرسه در پاریس

مثل شانزِلیزه

تو فقط هر از گاهى وطنم باش

من تا همیشه 

دوستت خواهم داشت...


"کامران رسول زاده"


فکر کنم

باران دیشب 

مراشسته

امروز" تو" ام


"کامران رسول زاده"