زبان صریح آغوش
سه شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۰۸ ق.ظ
محبوبم !
امروز که در آغوشم بودی
چیزی به پنج گانه ی حواسم افزودی !
چیزی به رایحه ی گل ها
به طعم های جهان
به فصل ها
ساعت ها
و برای " شادی "
تعریف تازه ای ساختی ..!
دست هایم
پیچکَند حالا
شانه هایم
آبشاری برای فرود نجابت
و سینه ام
تختی برای پادشاهی زیبایی
رد موهایت را که گرفتم ،
به مزرعه ای پر از محصول رسیدم
رد چشم هایت را که گرفتم ،
دو یاقوت سیاه بودند
پشت شیشه ی جواهر فروشی
و لب هایت
نهری در امتداد خیابان
لبریز از باران بهاری ...!
امروز که در آغوشم بودی
تعبیر تازه ای از زیستن آموختم
و در ساعتی که هیچگاه نبود
فصلی که هیچ زمان نبود
در طعم و عطر و احساسی که هرگز وجود نداشت
بسیار آموختم !
بسیار ..
و بیشترین اش:
" زنی که دوستت داشته باشد
می تواند تنها با زبان صریح آغوش
تو را به دنیای زیباتری که هرگز ندیده ای
ببرد ..."
"حمید جدیدی"
- ۹۶/۰۱/۲۲
- ۲۵۹ نمایش