چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی


بیا با هم برویم زندگی را برقصانیم

به ساز خنده هایمان

من خوشی را دور گردنت میبندم

تو عشق را به گونه ام بچسبان 

بیا دست روزگار را بگیریم

و بزنیم به دل جاده با هم بدویم و قرارمان باشد که تا انتهای مسیر بلند بگوییم "دوستت دارم" 

صدای عشق و خنده هایمان در دل پیچ و خم جاده پر شود و روزگار بیاید دم گوشمان و بگوید: حواسم پرت خنده هایتان بود و دلم غنج رفت برای بوسیدن گونه هایتان.

چه دلبرانه دل داده است به خنده هایمان.

بیا دلدادگی را پهن کنیم همین گوشه‌ی زندگی

آتش روشن کنیم که مبادا عشق میان نگاهمان قندیل ببندد.

برایت حال خوب دم می کنم 

و تو برایم "ماندن" را بنواز 

زندگی بی تاب عشقی است که بند نگاه ماست

بیا برویم...

"پریسا خان بیگی"

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۶/۱۲/۱۱
  • ۲۳۱ نمایش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی