چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی


من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدم

من از سیاه‌ترین شب به آفتاب رسیدم



هم از خمار رهیدم٬ هم از فریب گذشتم

که از سراب به دریایی از شراب رسیدم


به جانب تو زدم نقبی از درون سیاهی

به جلوه‌ی تو٬ به خورشید بی‌نقاب رسیدم



اگر نشیب رها کردم و فراز گرفتم

به یاری تو بدین حُسن انتخاب رسیدم



شبی که با تو همآغوش از انجماد گذشتم

به تب٬ به تاب٬ به آتش٬ به التهاب رسیدم



چگونه‌است و کجا؟ دیگر از بهشت نپرسم

که در تو٬  در تو به زیباترین جواب رسیدم



کتاب عمر ورق خورد بار دیگر و در تو

به عاشقانه‌ترین فصل این کتاب رسیدم



چرا به ناب‌ترین شعر خود سپاس نگویم

تو را که در تو به معنای عشق ناب رسیدم



"حسین منزوی"


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۶/۰۸/۱۹
  • ۱۰۴ نمایش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی