چاوره ش

چاوره ش

چشم هاى سیاه تو
خاورمیانه ى دوم است؛
یک دنیا براى تصرفش
نقشه مى کشند
و من ..
سرباز بى چاره اى که
در مرز پلک هاى تو
جان مى دهم

طبقه بندی موضوعی


ما یاد گرفته ایم عشق را در بوسه و برخورد تن ها خلاصه کنیم.

وگرنه به پهنای تنهایی هایم قسم 
هیچکس نمیداند 
کوه کَندن فرهاد و مرگ در آغوش سنگ ها یعنی چه ؟


" علی بی تو " 

پ.ن:
مثل ما که همیشه یکجور نمیمونیم. 
یه وقتایى "خیلى عاشقتم" گفتیم 
و یه وقتهایى حاضر نشدیم "مَنم دوسِت دارم" بگیم
عشق همیشه یکجور نیست،
میشه گاهى از "کاش بیشتر بمونى" عشقو فهمید.. 
از اون ماشینى که صداى دادو بیدادش کل خیابون رو برداشته بود اما ازش پیاده نشد کسى
عشق هربار صورت جدیدى داره اما کشف نمیشه هربار، 
مث اونى که بعد از چند سال دیدیش و دیر شناختیش. اگر می تونستى بفهمیش، 
وسط دعواها بغلش میکردى.. اگه میدونستى که حتى بدترین حرفاش از عشق بود،
 اگه ذره اى به صورت هاى عشق باور داشتی، میونتون امروز انقدر فاصله نبود، 
منو تو امروز انقدر از هم فاصله نداشتیم


" امیر علی ق" 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی